iran flash clip free download music
i n f o @ a r t la r . c o m
contact home

آرشيو مطالب و نويسندگان
سال نو مبارك
ارسال کارت تبریک های نوروزی
به بهانه سالروز تولد فروغ فرخزاد
آلبوم ورگار : دکتر خنجی / VARGAR : DrKhonji
به مناسبت درگذشت شاعر بلند مرتبت قیصر امین پور
عکس کاغذ قیچی [مجموعه عکسهای نمایشگاه]
چرا هيچکس پدر رپ فارسي است ؟
دلخوشي هاي کوچک این معلم [عکسهای مسلم ابراهیمی]
گزارش تصویری استقبال پر شور مردم لارستان از آقای احمدی نژاد
کلیپ چشمان من
كليپ شور عشق با صداي رضا صادقي reza sadeghi Flash clip
كليپ ماه مبارك رمضان
احمد مبشري
ميراث شوم [ داستان ]
آدم پس از هبوط [ داستان ]
دروغ...دروغ... باز هم دروغ!
... به مويه هاي غريبانه قصه پردازم.
ديوار، چادر خانه ما
راز آن چشم ها [ داستان ]
اظهار و اعلام وجود
حامد زارع
اندیشگی یا شوریدگی ( نگاهی به صبغه عقلانی عاشورا )*
تفوق فریب
نیکوداشت دوم خرداد
گزارشی از یک آشنایی
تقدیم به «خاطره» نمایشگاه کتاب
خاتمی «فضیلت» جمهوری اسلامی
گفتگوبا شهردار لار
برای آغازگری
حمید منشی
گزندگی خواب آور (نقدی بر آثار طنز راشد انصاری)
زیبای خفته ( در حاشیه آسیب شناسی تئاتر لارستان )
اُشو به مثابه ایدئولوژیست ضد ایدئولوژی (قسمت اول)
يادداشتي بر فيلم «اخراجي ها»
معنویت مخدر
عبدالرضا مفتوحي
اشعاری فی احوالات نمانندگان مجلس
زن ذلیلی
بشنو حقيقت را
سلام من عبدالرضا مفتوحي ام
مسلم ابراهيمي
ترانهء ناتمام
عطر تو
گفتگو
مسافر
غم
درباره آرت لار !
مقاله هاي آموزشي
خط در تركيب بندي و تعديل نيروها
فتوشاپ تاريكخانه ديجيتال (قسمت اول)
نقطه در ترکيب بندی
تقابل وحدت و تضاد در ترکيب بندی
رنگ شناسی و مبانی شناخت روابط رنگها
مراحل ساختار بندی يک فضای عينی به صورت ذهنی
نویسندگان مهمان
رئالیسم در سینما یا این یک واقعیت نیست[ فرزاد قناعت پور ]
وبلاگ دوستان
اسماعیل حق پرست
نان و کتاب (حبیب آرین)
میکادونامه mikadoname
روزنوشته هاي شيبي
تارونه بابا
ريحون
گفتني هاي ناگفته
افسون گل
گرمي گفتار
جستجو در سايت

 
September 10, 2007
رئالیسم در سینما یا این یک واقعیت نیست[ فرزاد قناعت پور ]

رئالیسم ( واقع گرایی) از قوی ترین و نافذترین نگره هایی است که در طول تاریخ ، انسان نسبت به خویشتن خود
و طبیعتی که با آن روبرو بوده است،داشته است. [البته] باید توجه داشت این نامگذاری در قرن نوزدهم و در پی شکل
گیری جنبشی ادبی- هنری با همین کارکرد ایدئولوژیک (مرامی) صورت گرفته است و الا صرف نظر از برخی تفاوت ها
در تعاریف،رد پای این نوع نگاه به جهان واقعیات را (که به صورتی تئوریک و آکادمیک عرضه شده باشد) می توان تا
افلاطون دنبال کرد.نمود واقعیت و باز نمایی آن که از اصیل ترین رویکردهای این مفهوم نظری است ، حضوری غیر قابل
کتمان در دیگر نگره های مدرنیستی داشته است.سوررئالیست ها ، نه تنها به دنبال حذف واقعیت نبوده اند بلکه با اتکا به
ضمیر پنهان و نا خود آگاه آدمی ،در تلاش برای رسیدن به "واقعیت برتر " و عرضه ی آن بوده اند.اکسپرسیونیست ها ،
"واقعیت" سرشت و طبیعت آدمی را به گونه ای کلی ، با گرایشی تلخ و بد بینانه عرضه می کردند.رمانتی سیست ها ،
با تکیه بر ایده آلیسم آلمانی برای رسیدن به " واقعیت متعالی" و عرضه ی آن ، ارائه ی صورت های آرمانی آمیخته با
طبیعت و ذهن را مناسب می دانستند.

رئالیسم (به گونه ی کلاسیک و مدرن) گر چه متکی به اصولی کلی است اما مفهومی چند گفتمانی است ، یعنی در جایگشت های مختلف معنا شناسانه ی خود به تعابیری متفاوت می رسد. مثلا در جایگاه سیاسی به تعبیری و در جایگاه فلسفی و یا ادبی-هنری
به تعابیر دیگری بیان می شود.ما در این مقال با رئالیسم در جایگاه ادبی-هنری به گونه ای عام و در شاخه ی مطالعاتی سینمابه گونه ای خاص سر و کار داریم.
رئالسیم را در نظریه ی ادبی - به زعم جان هارتلی - و با تکیه بر اصل باز نمایی می توان این گونه تعریف کرد: " رئالیسم عبارتست از کار کرد تکنیک های باز نمایانه ای چون : نشانه ها ، قراردادها ، راهبرد های روایی و از این قبیل ، برای به تصویر کشیدن جهانی مادی ، اجتماعی و یا اخلاقی که فرض می شود به گونه ای عینی خارج از باز نمودی که این ابزارها از آن جهان ارائه می دهند ، وجود وهستی دارد." سینمای رئالیستی بر همین مبنا عمل می کند . یعنی به دنبال آن است که زندگی را آن گونه که هست نمایش دهد یا به گونه ای تقریبا مستقیم وبی واسطه یا با استفاده از مصالحی از جنس زندگی برای رسیدن به توهمی از واقعیت که از هر لحاظ به اصل آن نزدیک باشد. از این رهگذر و با تکیه بر نظریات سوزان هیوارد ، دو نوع رئالیسم را در سینما می توان شناسایی کرد. 1. رئالیسم بدون مرز مشخص ( seamless)
2. رئالیسم با انگیزه های زیبایی شناسانه. سینما در هر صورت تنها تصویری از واقعیت را عرضه می کند و اغلب اوقات
ما با توهم واقعیت سر و کار داریم. توهم در اینجا یعنی واقعیت بیرونی و سوژه ی مورد نظر هنر مند اعم از کارگردان
و یا فیلمساز چنان عرضه شود که مخاطب به یک همذات پنداری با واقعیت عرضه شده ( که به راستی اصیل نیست
و فقط تصویری از آن ، بر پرده است) برسد و آن را به جای مدل اصلی و بیرونی بپذیرد ،با این حال مخاطب به این
قضیه آگاه باشد که آنچه اتفاق می افتد ،تنها واقعیتی روی پرده است و یک بازی است.
در رئالیسم بدون مرز مشخص ، اغلب به گونه ای رفتار می شود که توهم واقعیت ، از دید مخاطب پنهان بماند( نه این که
از بین برود ) به شکلی که مخاطب آنچنان در متن و بطن این توهم قرار بگیرد و محاط در ماجرا باشد که از شدت نزدیکی
با فضای اثر چندان متوجه این موضوع نگردد.از تمهیداتی استفاده می شود تا مخاطب چنان شیفته ی واقعیت عرضه شده گردد
وبه چنان همذات پنداری با اثر برسد که برای لحظه ای فراموش کند : " این فقط یک بازی است. "

cinema-paradiso-p.jpg

غالب ملودرام ها این گونه اند. در "سینما پارادیزو" ساخته ی ژوزف تورناتوره صحنه ها بسیاری وجود دارد که باز تابی
از این موضوع است و فیلم از بهترین روایت های خود - بازتابندگی سینماست . در یکی از سکانس ها ، پیرمرد تماشگری
که در سالن سینما پارادیزو ، به همراه دیگران مشغول تماشای وسترنی کلاسیک است چنان در حوادث فیلم غرق است
که با تیر اندازی بازیگر فیلم به سمت دوربین ، از شدت وحشت و پذیرش موضوع جان می سپرد ، یا در صحنه هایی که
تماشاگران با غم ها و مشکلات بازیگران در فیلم ها ( که به نوعی تورناتوره در فیلم خود نسبت به آنها ادای دین می کند)
اندوهگین می شدند و اشک می ریختند و با شادی آنها ، شاد می شدند و می خندیدند.سریال "جواهری در قصر " نیز که
اکنون از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود از این لحظه های وابستگی مخاطب و اثر بسیار دارد. این گونه فیلم ها
غالبا بر یک "تم" و یا تم های محدودی استوارند و مانند یک متن بسته - به زعم امبرتو اکو - در آنها یک خوانش و یا
تعدادی خوانش محدود بر بقیه ترجیح دارد.مثلا در "کازابلانکا" موضوع اثر ، دعوت آدمی به نوعی ایثار ، همدوستی ،
ذبح خود خواهی و بی تفاوتی ، کلبی مسلکی و منفعت گرایی فردی در پای اراده و آرمان خواهی جمعی است ، و یا در
" مالنا" ، تورناتوره از شکست تئوری های روانکاوانه چون فرویدیسم و تئوری های دینی چون تئوری کلیسا در رویارویی
با عشق و احساس اصیل آدمی ، فاشیسم و تمامیت خواهی ( توتالیتاریسم) درونی شده و اثر جبر اجتماعی بر وارونگی
ارزش ها سخن می گوید.حضور بازیگران حرفه ای و تاکید بر توانایی های آن ها جهت همذات پنداری مخاطب با اثر،
لزوم تدوین خوب و دراماتیک ،زوایای نا متعارف فیلمبرداری ، قاب بندی های ویژه و برداشت های غالبا کوتاه از دیگر
تمهیداتی است که در این نگره مورد استفاده است.

malena0.jpg

رئالیسم زیبایی شناسانه به گونه ای دیگر عمل می کند.رئالیسمی که فیلمسازی فرانسه ی دهه ی 30 میلادی از آن استقبال کرد
و "نئورئالیسم" معروف ایتالیایی از این دسته است.
رئالیسمی که به گفته ی هیوارد : " ... از همان شروع تشخیص داد که گفتمانهای رئالیستی ، نه فقط برخی حقایق را پنهان
می کند ، بلکه موجد حقایق دیگری نیز می شود به بیان دیگر رئالیسم موجب رئالیسم ها می شود."
رئالیسم زیبایی شناسانه بی واسطه تر با زندگی عادی مردم و واقعیات آن در ارتباط است و همچنین در نمود جامعه ی طبقاتی
و پرداختن به مسائل مربوط به فقر و محرومیت اجتماعی ، موفق تر بوده است. چون محصولات رئالیستی زیبایی شناسانه ،
بی واسطه تر در ارتباط با واقعیات هستند و در غالب آنها تحمیل و تزریق ایده و نظری خاص با استفاده از ابزار روایی و
تصویری به مخاطب ،چندان صورت نمی گیرد ،متن باز است و خوانشهای متعددی می توان از آن نمود خوانش هایی که همه
در سطح یکسانی از اهمیت قرار می گیرند. سر انجام آنچنان که هیوارد می گوید :" این نوع رئالیسم از فیلمبرداری در محل
و نور پردازی طبیعی استفاده می کند . اغلب نقش آفرینان آن را بازیگران غیر حرفه ای تشکیل می دهند.
از نمای دوربهره می برد ، ... و از برداشت های بلند (برای جلوگیری از روش های مهار کننده تدوین ) و از
زاویه ی نود درجه قائم استفاده می کند چون این زاویه هم سطح چشم است ، همچون نمایی عینی رابطه بر قرار می کند."
در این گونه ، قرار نیست توهم واقعیت پنهان بماند بلکه مخاطب به خوبی خواهد فهمید که با باز نمایی و تصویری از
واقعیت در ارتباط است.کیارستمی پس از تولید "کلوزآپ" درجایی گفته :"من خیلی ساده مایل بودم تماشگران یادشان باشد که
در میانه ی تماشای فیلمی هستند..." .

closeup.jpg

با این وجود مخاطب همذات پنداری لازم را با اثر خواهد داشت اما به اعتقاد من این نوع همذات پنداری اصیل تر و طبیعی تر
ازنمونه ی قبلی است چرا که اینک مخاطب از فریب تصویر در امان است و نه در مواجهه با واقعیتی که با مصالح زندگی و بر
اساس مدل بیرونی ساخته شده که با واقعیتی که خود زندگی است روبرو است. بیهوده نیست که کیارستمی نام یکی از
آثار خود را - که به زعم نگارنده در گونه ی رئالیسم زیبایی شناسانه است - "زندگی ودیگرهیچ" می نهد. برخی آثارمحسن
مخملباف و غالب آثار عباس کیارستمی نمونه های خوبی از این گونه اند.البته دسته ی دیگری هم هستند که با تلفیق این دو نوع
کلی ، ضمن دست یابی به رئالیسمی صریح ، به جذابیت های دراماتیک اثر نیز وفادارمانده اند و به جهانی تازه دست یافته اند.
سینمای مستقل آمریکا در این زمینه فیلم های خوبی عرضه کرده است.(سینماگران مستقلی چون جارموش، اسکورسیزی و... ) .
رئالیسم در ابعاد مختلف ، همچنان با قدرت در سینما به حیات خود ادامه می دهد و این مقال تنها یک روایت از این حضور بوده
است.
[ فرزاد قناعت پور ]

[Moslem] at September 10, 2007 09:39 PM
نوشته های شما

سلام دستتون درد نکنه از مطلب جالبتون به درد تحقیقمون خیلی می خوره

بچه های تربیت بدنی at April 14, 2008 11:48 AM

 

خواهش من از نویسندگان آرت لار این است که برای فحوای مطالبشان تلاش بیشتری کنند و صرفا به جمع کردن داده ها بدون در نظر داشتن هدف تکیه نکنند..

دهدار مجتبی at November 25, 2007 11:00 AM

 

سلام فرزاد جان دستت درد نکنه منتظر مطالب بعدی شما هستم .

عبدالرضامفتوحی at October 6, 2007 12:59 AM

 

سلام فرزاد جان. خوشحالم که مطلبتو مجددا رويت کردم. منتظر درج مطالبي بهتري از تو مي مانم.

hamid monshi at September 21, 2007 11:29 PM

 

سلام.
خسته نباشيد.دستت درد نکنه.

mohammad.d at September 20, 2007 03:01 PM

 

سلام.اميدوارم باز هم بنويسيد.

مريم at September 16, 2007 12:41 PM

 
ارسال نظرات




من را به خاطر بسپار ?




Powered byMovable Type 3.0D
Copyright © 2002-2007 ARTLAR .COM All Rights Reserved.