گذار از بنيادگرايي به اصول گرايي

«مسعود ده نمكي » قبل از اينكه براي اهالي فيلم و سينما آشنا باشد، بيشتر براي روزنامه نگاران و اهالي مطبوعات آشنا است. همان صاحب هفته نامه هاي زنجيره اي دهه هفتاد كه با نام هاي «شلمچه»، «دوكوهه» و... منتشر مي شد و همه ما مي دانيم انتساب از كجا و انتصاب از كه مي برد(!).
مضمون اين نشريات حتي از اسامي آنها تندتر بود و تنها كافي بود فردي زواياي فكري اش چند درجه با اصحاب اين جريده ها متفاوت باشد؛ آنگاه يا جيره از امپرياليسم جهاني و ايادي شان مي خورد يا عمروعاص و ابوموسي هاي زمانه و يا در بهترين وضعيت عقب افتاده ذهني بود كه در ماليخوليا گرفتار آمده!
هيچ وقت از ياد نمي برم آنگاه كه «ابراهيم حاتمي كيا» را به فحاشي مي گرفتند و «آژانس شيشه اي» او را «آژانس گيشه اي» نام نهادند! يا آن زمان كه «داوود ميرباقري» را به خاطر «تشبه مرد از زن» در فيلم «آدم برفي» مستحق اجراي حد و تلويحاً بر آتش كشيدن پرده هاي فيلم صحه مي گذاشتند! و يا آن زمان كه نزديك بود بخاطر برگزاري نمايشگاه ماهي هاي آكواريومي در جايي كه چند سال پيش از آن نمايشگاه جبهه و جنگ بود، زمين و زمان را به هم بريزند!
كمتر از يك دهه گذشت و ده نمكي دهه هشتاد به كسوت فيلمسازي در مي آيد و فيلم «اخراجي ها» را مي سازد. فيلمي كه موضوعش «تسامح» و حرفش «تساهل» است. فيلمي كه آدميان الوات، مفنگي و دزد را هم «خودي» مي داند و موقع در ميان آمدن اصول (در اينجا جنگ تحميلي) تمامي اختلاف هاي فكري و عقيدتي و شخصيتي رنگ مي بازد.
به حق كه گذار از بنيادگرايي به اصول گرايي مي تواند كمتر از يك دهه اتفاق بيفتد. ده نمكي امروز قابل تحمل و دوست داشتني است. اينك فيلم او جايزه بهترين فيلم از نگاه مخاطبين جشنواره فجر را مي برد. او حالا در فيلمش از ترانه هاي لس آنجلسي استفاده مي كند و مسئول گزينش جنگ را آدمي مزور و عافيت طلب نشان مي دهد و بجاي خشونت طلبي سابق اينك قدرت اين را دارد تا آدم هاي زيادي را با ديدن فيلم خود بخنداند و به وجد آورد.
و در يك كلام بايد گفت: براستي كه دين ده نمكي به جبهه و جنگ در «اخراجي ها» بسيار بهتر از «شلمچه» و «فكه» و «دوكوهه» ادا مي شود.

اما ناگفته نماند كه ده نمكي به لحاظ تكنيكي و فن فيلمسازي و فيلمنامه نويسي بايد راه درازي را برود. اگر مجالي فراهم شد معايب تكنيكي و فني اين فيلم را كه اتفاقاً كم هم نيستند، خواهم نوشت.