به مناسبت هفته معلم این شعر را تقدیم میکنم. اگر چه می دانم بیشتر مورد توجه دانش آموزان خواهد بود تا معلمان .
بشنو حقيقت را
مردي که اندامي چنان هرکول دارد
در دست خود چوبي چنان شش لول دارد
نامش معلم شهرتش يک شمع سوزان
يک مترو و هشتاد و سه سانتي طول دارد
از بس که تدريس خصوصي کرده آقا
در بانک ملي بينهايت پول دارد
او مالک مشتي زمين زير کشت است
در مزرعه هشتاد تن محصول دارد
حتي يکي مي گفت ويلاي قشنگي
در بهترين جاهاي استانبول دارد!
جان داد زير سيلي اش يک دانش آموز
دستي شبيه دستهاي غول دارد
برق سه فازي در نگاه خشمگينش
هم فاز دارد چشم او هم نول دارد
گفتي بيان کن حالتش را مي نويسم
ميشي که قصد خوردن شنگول دارد
طومار شاگردان عليه يک معلم
از لار تا آنسوي تهران طول دارد
شعري نوشتم تا بخندانم شما را
اشعار من يک حالت مجهول دارد
بشنو حقيقت را در اين کشور معلم
دفترچه هاي قسط پشت کول دارد