قبل از مطالعه اين مقاله لازم است اين دو مقاله را مطالعه كرده باشيد:
[ تقابل وحدت و تضاد در ترکيب بندی]
[نقطه در ترکيب بندی ]
بنا به نظريه وحدت تضادها در تركيب بندي هدف ما در ساخت يك تركيب ايجاد تنوع همراه با هماهنگي بود.
خط پس از نقطه دومين عنصر بصري است. خط در تعريف رياضي عبارت از حركت نقطه در سطح يا فضا است. و موجودي است ذهني و غير قابل رؤيت.
ليكن در تعريف تجسمي اش عبارت از عنصري تصويري است كه بيشتر خاصيت طولي دارد. در تعريف نقطه عنوان كرديم كه عنصري است ثابت و متمركز . اكنون اگر نيرويي از يك جهت بر نقطه وارد شود حالت ايستاي خود را از دست داده و تبديل به خطي مي شود كه فعال است و داراي انرژي تصويري.
خط بر خلاف نقطه نگاه را در امتداد خود به حركت وا مي دارد. و از اين رو در تقسيم نيروهاي يك تركيب و تعادل و توازن آن نقشي اساسي دارد. هنرمند بايد با ذكاوت خود نيروهاي اثر تجسمي اش را تحت كنترل داشته باشد. و آنها را به سوي اهداف خويش هدايت كند.
ما در اين مطلب سعي خواهيم كرد تا ابتدا خطوط يك اثر را بيابيم و آنها را به لحاظ نوع حركت و انرژي كه القا مي كنند تجزيه تحليل كنيم. سپس بياموزيم كه چگونه مي توان آنها را كنترل كرد. تا نتيجه كلي تركيبي متوازن و متعادل باشد.
- تضاد رنگي سطوح مجاور مي تواند ايجاد خط نمايد:

طبيعت بيجان بالا اثر شاردن مثال خوبي است براي ديدن خطوطي كه حاصل اختلاف رنگي سطوح هستند.
- بسياري از سطوح داراي خاصيت طولي هستند و در مسيري خاص نيرو و حركت ايجاد ميكنند:

در منظره بالا اثر كاميل كورو تكدرخت بزرگ با وجود اينكه يك سطح است اما نقش يك خط عمودي پر قدرت را در تركيب ايفا مي كند.
( كورو با هوشياري نيروي خط افق را با قرار دادن اين درخت در يك سوم عمودي تابلو تعديل كرده است. دو خط اصلي اين اثر در يك سوم افقي و عمودي قرار دارند و در نقطه طلايي بر هم منطبق شده اند. اين نقطه با توجه به حضور ارابه در سمت چپ مي تواند به حفظ تعادل تابلو كمك كند.)
- براي كاستن نيروي يك خط مي توان خطي با نيروي مخالف در مسير حركت آن ايجاد كرد :
(تجزيه تحليل زير كاربرد اين اصل را برايتان روشن مي كند.)

چهار خط عمودي حاصل از وجود چهار درخت در پيشزمينه تابلو نيروي عمودي زيادي را بر خط زمينه وارد كرده است.

ترسيم ميلهء حصار ايجاد خطي افقي كرده است كه به خوبي از ميزان اين نيرو مي كاهد و در حفظ تعادل تركيب مفيد عمل كند.

شكل قرار گرفتن درختان ايجاد مثلثي كرده كه بيشتر وزن را به نيمه سمت راست منتقل ميكند. با ترسيم كوه در پس زمينه مي توان به حفظ تعادل بيشتر كمك كرد.
لازم به ذكر است كه شيوهء فوق بيشتر جهت آگاهي بيشتر شما نسبت به خاصيت و تاثير خط در تركيب بندي است. نه طرح يك روش مطلق براي ساخت تابلو.
نقاشي هاي شيوه گرايانهء ال گركو مثال خوبيست. در سرپيچي از قاعدهء بالا :

خطوط عمودي بسيار در تابلو ال گركو نيروي نگاه دارنده اي در برابر ندارند. اندامهاي كشيده افراد مي خواهند بر معراج مسيح و حركت صعودي نگاه ما تاكيد كنند.
[اگر سئوالي داشتيد يا نظري براي بهتر شدن مقاله در همين صفحه مطرح كنيد ]