هنر نمی خرد ایام و غیر از این هم نیست
کجا روم به تجارت بدین کساد متاع
بیت بالا که شرح دردی از سوی حافظ است به کلی در مورد اوضاع و احوال این روزهای نگارنده نیز مصداق است.روزهایی که در این کویر فرهنگی هیچ مجالی برای نگاشتن به پیش نمی آید.
« عصر لارستان» قربانی سیاست شد. « خبر لارستان » به درد بی پولی گرفتار آمد. همچنین « صحبت نو» گرفتارپوپولیسم ( توده گرایی ) شد و اینک نیز « افسانه لارستان » در تعلیقی مدام فرو رفته است .
برای این قلم که اشتیاق نگارش آن بر خویش و کس پوشیده نیست، این وضعیت (بخوانید اپیدمی عصر اصولگرایی) مصیبت آور است. از سرگردانی به قول حضرت حافظ حاصل از کساد متاع به ناچار به وبلاگ نویسی رو کرده ام. منظره پیش رویم مبهم می نماید اما امید دارم که پشیمانی حاصل نشود.
در این راه فرارو نظرات عزیزانی چون شما جایگاهی متعین و متشخص دارد و راقم این سطور را در اولین تجربه سایبر خود مدد می رساند. امید آنکه فضایی فراهم گردد تا زین پس دانشگاهیان و روشنفکران این اقلیم در هوا ننویسند و در هپروت روزگار نگذرانند. اینچنین باد...
بنده در این مقال پیش آمده به موضوعات روز اجتماعی فرهنگی سیاسی می پردازم و این منظر، نظرات شخصی نگارنده را به بوته تماشا می سپارد.
لازم به یاد آوری نسیت احترام به حق مولف و رعایت موازین کرامت انسانی و حقوق بشری در این ساحت الزامی است.